سلام بابا جان،
فکر میکنم هنوز یادت هست که من چه چیزهایی را دوست دارم. دیشب در خواب، مرا سوار هواپیما کردی و با هم به پرواز درآمدیم. دور دنیا گشتیم، با هم سلفی گرفتیم و خندیدیم. من از تو فیلم گرفتم، همه چیز را ثبت کردم. هرچند همه اش خواب بود، اما آنقدر واضح و واقعی بود که گویی همین الان اتفاق افتاده. دمت گرم، بابا جون. همیشه در خاطرم زندهای.
برچسب:
نویسنده: امیر حسنی