خرید بک لینک

بابا جون، برگرد...
بیا تا دوباره با هم زندگی را از نو بسازیم،
بیا تا این بار، حرف مردم را به باد فراموشی بسپاریم،
بیا تا نگران هیچ چیز نباشیم،
بیا تا دنیا را فقط با تو زیبا ببینم.

بابا جون، اگر بازگردی،
هیچ چیزی جز تو در این دنیا برایم معنا نخواهد داشت.
اگر کنارم باشی، فقط می‌خندیم،
فقط در آغوشت آرام می‌گیرم،
فقط با تو بودن را جشن می‌گیرم.

اما چرا رفتی؟
چرا من باید تا آخر دنیا،
در این سکوتِ بی‌خاتمه،
تنها و ناراحت بمانم؟
بابا جون، برگرد...
دلم برایت تنگ شده.

برچسب: نویسنده: امیر حسنی تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 8:15

صفحه بندی