بابا، دیروز ماشینت را در خیابان دیدم... انگار که تو بودی، ولی نبودی.
همان شب، به خوابم آمدی. این روزها کمتر به سراغم میآیی، انگار با من قهر کردهای. آیا از من چیزی در دلت مانده؟ آیا دلتنگم نیستی؟ من هنوز همانم، همانی که همیشه به تو فکر میکند و با خاطراتت آرام میگیرد. بیا بیشتر به خوابم سر بزن، بابا جون. دلتنگ دیدارت هستم.
برچسب:
نویسنده: امیر حسنی